@دورگه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دورگه گياه يا جانور دورگه کامپيوتر دورگه آدم دورگه جانور دورگه جانور دورگه گرفتن دورگه کردن دورگه هندى و چينى سگ دورگه سگ شکارى طلايى رنگ دورگه صداى دورگه ميانجى دورگه