@دوستى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دوستى از روى دوستى اظهار دوستى کردن بشر دوستى تشريفات دوستى جنون کتاب دوستى خدا دوستى خود دوستى دنيا دوستى دوستى کردن زن دوستى سفر دوستى فلسفه همنوع دوستى نوع دوستى وابسته به بشر دوستى ورزش دوستى