@دولتى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دولتى ... نامه سهام دولتى يا راه ... کمک هزينه دولتى به بيکاران اداره دولتى استخدام دولتى الحاق دولتى به يک پيمان انتشار سهام دولتى و اوراق ... بانک دولتى بخش دولتى برنامه دولتى داراى منافع ... به صورت دولتى در آوردن حواله دولتى خالصه دولتى ... مقام هاى دولتى و مذهبى ... دانشگاه دولتى دانشکده دولتى زندان دولتى سوسياليزم دولتى ... تقسيم مناسب دولتى بين اعضاء ... مامور دولتى مجموعً گماشتگان دولتى مستخدم دولتى نيمه دولتى هر کتاب يا نشريه رسمى دولتى
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}