@دوم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دوم گذر دوم گروهبان دوم کتاب دوم تورات کشت دوم ميکروب اجاره دارى دست دوم ... چنگکى رديف دوم مچ دست ... اسم دوم ... ارزان قيمت يا دست دوم بتوان دوم بردن توان دوم حکومت طبقه دوم حرف بيست و دوم الفباى انگليسى خط دوم يا فرعى خلبان دوم دانشجوى سال دوم دانشجوى سال دوم نيروى دريايى در درجه دوم گذاشتن در درجه دوم اهميت درجه دوم درجه دوم بودن دست دوم دوم آن که دوم شخص دوم شخص مفرد را در ... دوم شدن واژه هاى شامل دوم ـ (52) : 1 , 2 , 3