@ديدار@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ديدار باميد ديدار ... زنان از ديدار مردان بويژه ... تا ديدار بعد تجديد ديدار ... از مردم ديدار کوتاهى نمودن ديدار پذير ديدار گر ديدار خشکى ديدار مکرر کردن ديدار مصاحبه ديدار مناظر جالب