@ديده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ديده ... و مصيبت ديده يا مصيبت ... گرگ باران ديده گروه نظامى تعليمات ديده آزار ديده اتاق ديده بانى کشتى برج ديده بانى تهيه ديده جهان ديده حرارت آفتاب ديده ديده بان ديده بانى ديده بانى کردن ديده شدنى ديده نشدنى ديده نشده ديده ور سوار ... کتيبه هاى ميخى ديده شده است زيان ديده سوراخ ديده بانى سوراخ ديده بانى ايجاد کردن نور ديده وابسته به ديده بانى ... آفريقا و سيبرى ديده مى شود