@ديوار@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ديوار پشت بند ديوار پى سنگى درزير ديوار قرار دادن گچ برى بالاى ديوار زير سقف ... يا در و ديوار مى چسبد بست ديوار بمب ديوار کن تخته جهت پوشش ديوار ... شکل سر ديوار ساختمان هاى ... تو رفتگى در ديوار تورفتگى ديوار يا دوراهى توى ديوار گذاشتن ... که بر ديوار نوشته شده ... خمير مخصوص اندود ديوار و سقف داراى يک ديوار حايل ... عکسهايش به ديوار آويخته شود در چهار ديوار نگاه داشتن در ديوار قرار دادن ديوار پهلويى ديوار کشيدن ديوار کنارى ديوار کوب ديوار کوه نما ديوار با حياط خارجى ... ديوار بديوار ديوار خاکى واژه هاى شامل ديوار ـ (52) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}