@ديوار@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ديوار ديوار دار ديوار درونى خندق ديوار را با گچ و ... ديوار ساحلى ديوار شنى ساحلى ديوار قديمى اورشليم ديوار موقتى ديوار ندبه ديوار نما ديوار يا سد دريايى سر ديوار شکاف ديوار شمع پشتيبان ديوار ... اصابت گلوله به ديوار ... که به ديوار ساختمانى تکيه ... طاقچه ديوار کوب قرنيس ديوار ... که در ديوار مى گذارند ... لبه بالايى ديوار کشتى ... رودخانه با اسکله يا ديوار ... که از ديوار پيشامدگى پيدا ... ... لانه گلى بر ديوار خانه مى سازد ... از نرده و ديوار که روى آن ... واگن بارى بدون ديوار راه آهن واقع بر روى ديوار واژه هاى شامل ديوار ـ (52) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}