@ديواره@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ديواره داراى ديواره يا حايل کردن ديواره سد ديواره متحرک چوبى ساختن ديواره يخ در نواحى شمال رويه يا ديواره متحرک چوبى سوراخ زهکشى ديواره کشتى ... تيغه يا ديواره يا تفکيک