@ديوارى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ديوارى پريز ديوارى پيچک ديوارى چهار ديوارى کاغذ ديوارى کسى که کاغذ ديوارى مى چسباند با کاغذ ديوارى تزيين کردن بازى بيخ ديوارى بخارى تو ديوارى تزيينات ديوارى ... هاى رنگارنگ کاغذ ديوارى ديوارى که براى جلوگيرى ... ساعت ديوارى زنگى که در ... ساعت مچى و ديوارى و غيره