@ديوانه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ديوانه آدم ديوانه ديوانه کردن ديوانه کننده ديوانه از غضب ديوانه بى آزار ديوانه شدن ديوانه مانند ديوانه وار شخص ديوانه شخص عصبانى و ديوانه شيفته و ديوانه مرد ديوانه وابسته به ديوانه ها يا ...