@ديگ@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ديگ گوشت سرخ شده در ديگ کف روى ديگ آب ته ديگ پس از پختن ... با ديگ زودپز پختن بقدريک ديگ در ديگ پختن ديگ پر ديگ بخار ديگ بخارپز ديگ ذوب فلزات ديگ زودپز ديگ ساز ديگ سفالى ديگ سنگ ديگى که ديگ کوچک ترى در ... سازنده ديگ بخار مانع سررفتن ديگ شدن هر چيز برجسته و ديگ مانند