@ديگر@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ديگر پخش کامل ذرات جسمى درجسم ديگر پشم گوسفند و جانوران ديگر ... يا منابع ديگر زيرزمينى به ... ... بردن آن از اسکى ديگر ... غير از و ديگر و از جنس ... پيشوندى است به معنى غير و ديگر ... با کلمات ديگر ترکيب مى ... ... حايل پرتو هاى ديگر است ... ميان چيزهاى ديگر گذارند ... بر روى کامپيوتر ديگر گرده افشانى از گلى بگل ديگر گزينش مسير ديگر ... نقطه ى بدن به نقطه ديگر گياه انگل گياهان ديگر ... جوان بين درختان ديگر ... و وسايل ديگر بتاخير مى ... ... با کلمه ديگر يکسان ولى ... آن يکى ديگر ائتلاف چند شرکت با يک ديگر ائتلاف يک شرکت با شرکت ديگر احاله به وقت ديگر ... وجود درد در عضو ديگر بدن از طرف ديگر از طرفى به طرف ديگر از منبع ديگر واژه هاى شامل ديگر ـ (134) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}