@ديگر@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ديگر ... به منطقه ديگر اعزام داشتن از يک جاى ديگر از يک سو پهن و از طرف ديگر محدب ... مقعر و از سوى ديگر محدب ... رودخانه به طرف ديگر عبور دادن ... مسطح و از طرف ديگر مقعر از يک ظرف به ظرف ديگر ريختن ... به قسمت ديگر آن مراجعه ... از يک هواپيما به هواپيماى ديگر ... با فردى از نژاد ديگر ... و چيزهاى ديگر در دريا ... ... نماو چيزهاى ديگر در دريا ... است به معنى غير و ديگر ... مجولات به طرف ديگر معادله اهل کرات ديگر بتدريج با رنگ ديگر آميختن ... اطلاعات از جاى ديگر و اعمال در ... بطريق ديگر بعبارت ديگر ... درجوف بلور ديگر قرار دارد به کشور ديگر رفتن به جاى ديگر به روش ديگر به سوى ديگر به طرف ديگر معادله بردن واژه هاى شامل ديگر ـ (134) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}