@ديگر@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ديگر به وقت ديگر موکول کردن بيمارى ناشى از بيمارى ديگر تبديل جسمى به جسم ديگر ... زير تختواب ديگر قرار گيرد ترکيب کلوريد با جسم بسيط ديگر ... يا لغات جمله ى ديگر ... فرآورده ى ميکرب ديگر که باعث از ... تغيير از يک حالت بحالت ديگر ... پوستان بر نژادهاى ديگر ... در جلو توپ بازيکن ديگر ... يا عوامل دستورى ديگر جاى ديگر ... خرگوش و جانوران ديگر ... پيوستن به ملک ديگر در نتيجه سيل ... ... و متبادل با جسم ديگر ... ترکيب جسم ديگر يکى است جنس نر آهو و حيوانات ديگر جهت ديگر جور ديگر حشيشه القزاز و علف هاى هرز ديگر ... جوجه و ديگر جانوران که ... داخل زبان ديگر شده ... گنه و ترکيبات ديگر آن ... با مشتريان ديگر مى رقصد در مکان ديگر واژه هاى شامل ديگر ـ (134) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}