@ديگر@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ديگر در ميان چيزهاى ديگر رخ دهنده در ميان عبارات ديگر جا دادن درجاى ديگر ... باطرى و هر چيز ديگر ... هزار سال ديگر اعتقاد دارند دفع شهوت زنى با زن ديگر ... سطرى را به سطر ديگر کشيدن دنياى ديگر ... جاى دواى ديگر تجويز شود ديگر ابدا ديگر خود زبان آميخته با زبان هاى ديگر ... معين به چرخ ديگر مى خورد ... دسته ى ديگر خوانده مى ... سوى ديگر سوى ديگر بردن ... هاى الکتريکى ديگر يا روى ... شخص ديگر ... شرکت هاى ديگر مبادرت کند شق ديگر ... و از سوى ديگر کاو باشد ... خوردن دوتخته يا چيز ديگر ... صفحه چاپى ديگر قرار داده ... ... گرفتن اردک و مرغان ديگر طور ديگر واژه هاى شامل ديگر ـ (134) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}