@ديگران@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ديگران ... زور به ديگران قبولاندن ... تحميل اراده خود بر ديگران ديگران را پست سر گذاشتن سارق آثار ادبى و هنرى ديگران ... براى ستايش ديگران بگويند ... بيشترى از ديگران نشان دادن ... خود را به ديگران محول مى کند فضولى در کار ديگران ... تحت تاثير گذاردن ديگران محل عيش ديگران مقلد شيوه ديگران در خط و انشاء ... که مورد توجه ديگران باشد واژه هاى شامل ديگران ـ (37) : 1 , 2