@ديگرى@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ديگرى حق عبور از روى ملک ديگرى ... انسان يا جانور ديگرى ... بدن موجود زنده ديگرى ... و کارنده در محل ديگرى خود را به جاى ديگرى جا زدن خود را به جاى ديگرى قلمداد کردن خيلى جلوتر از ديگرى افتادن ... يکى حقيقى ديگرى دروغين در کار ديگرى مداخله کردن در آب يا چيز ديگرى فرو بردن ... در محل ديگرى رسوب شدن ... درجاى ديگرى نشاندن ... نيرو به دستگاه ديگرى ... و شربت و مواد ديگرى ذکر کلمه اى بمنظور ديگرى رل ديگرى بازى کردن ... کننده در درون چيز ديگرى ستاره ى تابع ستاره ى ديگرى ستايش چند خدا يکى پس از ديگرى سلطنت تابع سلطنت ديگرى ضبط مال ديگرى ... سبب عطف توجه ديگرى شود عاريه اى بسته به ميل ديگرى عمل ترکيب اکسيژن با جسم ديگرى فاسد کننده اخلاق ديگرى واژه هاى شامل ديگرى ـ (93) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}