@ديگرى@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ديگرى ... مشترى کالاى ديگرى را هم ... ... و کاشتن در محل ديگرى قابل تزريق در جسم ديگرى قبل از ديگرى مردن ... يا گياهى در محل ديگرى ... که در لوله ديگرى جا مى افتد ... شکنجه نفس خود يا ديگرى ... خواص ماده ى ديگرى به آن اضافه ... ... خاک يا واسطه ديگرى بگذرد مجسم کننده شخصيت ديگرى ... يا وسيله مسافرى ديگرى نقش ديگرى را بازى کردن ... به وسيله يا کشتى ديگرى ... تقليد از سبک ديگرى باشد همانند ديگرى وصيت نامه يا سند ديگرى ... يکى بالاى ديگرى قرار دارد ... سوگند براى تبرئه ديگرى واژه هاى شامل ديگرى ـ (93) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}