@دچار@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دچار به سرنوشت شوم دچار کردن دچار پربادى ريوى شده دچار چشم درد دچار گرسنگى دچار کردن دچار کشمکش دچار احساسات کردن دچار اختلال عصبى دچار اختلال مشاعر کردن دچار اختلالات عصبى دچار ازدياد فشار مايع ... دچار استسقاى سر دچار اضطراب دچار انفارکتوس دچار به هم خوردگى حال دچار بى نظمى در جليديه ى چشم دچار تاخير کردن يا شدن دچار تشنج کردن دچار تنگى نفس دچار حمله شدن دچار خطا و انحطاط دچار دوران سر دچار رعد و برق شدن دچار روان زخم کردن دچار سکته واژه هاى شامل دچار ـ (42) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}