@دچار@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دچار دچار سرگيجه دچار سرخجه دچار سقوط و اضمحلال شدن دچار سوء تغذيه دچار شدن به دچار صاعقه شدن دچار طاعون کردن دچار مانع کردن دچار مرض سل دچار هر گونه تنگى مجرا دچار هراس سخت شدن دچار واکنش هاى مسلسل ... دچار وسوسه کردن دچار وقفه يا بى تکليفى شدن دچار يرقان کردن مبتلا و دچار کردن ... کسانى که دچار مرض سخت ... واژه هاى شامل دچار ـ (42) : 1 , 2