@ذره@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ذره ذره بينى ذره تبديل شده به برق ذره تجزيه ناپذير ذره توازن ذره حفاظتى ذره دسته بندى ذره ذره پول خرج کردن ذره سنج ذره علامت نما ذره مقابله اى ذره نماينده ذره هاى اطلاعاتى ذره ى آغاز نما ذره ى ايست نما ذره ى معنايى رشته ذره اى رمز پنج ذره اى سرعت ذره اى سه ذره اى ... چند اتم گوگرد در ذره خود شيشه ذره بين عکس ذره بينى از اجسام خيلى ريز قدرت ديد ذره بين ... بعضى موجودات ذره بينى به ... مثل ذره واژه هاى شامل ذره ـ (56) : 1 , 2 , 3