@رئيس@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رئيس رئيس يا ريش سفيد ايالت رئيس يا سرپرست بخش رئيس يا متصدى کشتى ... ... صدراعظم يا رئيس دانشگاه زاوش رئيس خدايان يونانى زن سخنگو و رئيس درهيئت منصفه عبادتگاه رئيس راهبان کليسا مثل رئيس مدرسه رفتار کردن معاون رئيس جمهور معاون رئيس دانشگاه معاون رئيس مدرسه ... اقامت معاون رئيس جمهور نايب رئيس نايب رئيس جمهور هئيت انتخاب کنندگان رئيس جمهور واژه هاى شامل رئيس ـ (65) : 1 , 2 , 3