@راس@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه راس داراى راس منحنى در راس راس کلاه راس زاويه راس قسمت فوقانى بطن چهارم ... که درست در راس شاه دکل پايين ... ستاره پنج راس سنگ راس طلسمى به شکل ستاره پنج راس متمايل به طرف راس مربوط به نوک يا راس زاويه نزديک راس هر راس