@راست@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه راست در سمت راست در سمت راست کشتى در طرف راست دست راست ... روى با بدن راست و بدون خم ... رک و راست راست گرايى راست گوشه راست کردن راست کردنى راست آسه راست بالا رونده راست بين راست ترين راست حسينى راست خطى راست دست راست دينى راست روده راست شدن راست شدنى راست نشاندن راست نما راست نمايى راه رونده با بدنى راست و عمودى واژه هاى شامل راست ـ (69) : 1 , 2 , 3