@ران@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ران زره مخصوص ران سخن ران ... که تانيمه ران مى رسيده عضلات عقب ران قايق ران قسمت ميان ران و تهيگاه قسمتى از گوشت ران گاو مگس ران مجراى کشاله ران مربوط به ساق و ران مفصل استخوان خاصره و ران مفصل ران نوار ران هوس ران وابسته به کشاله ران ... براى حرکت دادن ران به کار مى ... يورتمه ران واژه هاى شامل ران ـ (42) : 1 , 2