@راننده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه راننده ... که يک راننده داشته باشد جاى راننده کاميون راننده گارى راننده کاميون راننده کرجى ونيزى راننده کشتى راننده تاکسى راننده ماشين راننده متجاوز بحقوق ... راننده موتور راننده يک جفت حيوان ...