@راه@10
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه راه زير راه زير سازى راه زيرين راه سد جلو راه سد راه سر به راه سر و صدا راه انداختن سلانه سلانه راه رفتن سنجاب راه راه سه راه سوزن بان راه آهن شبکه راه گزينى شلپ و شلپ راه رفتن ... سنگى که در راه آهن به کار ... شهيد راه خدا کردن صدا راه انداختن طرز راه رفتن فهم کلمات از راه حرکات لب لنگ لنگان راه رفتن لنگان لنگان راه رفتن مکالمات تلفنى از راه دور ... زنده زاى راه راه آمريکا ماشين تحرير راه دور مانع جلو راه ايجاد کردن متغير راه گزينى واژه هاى شامل راه ـ (280) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12