@راه@7
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه راه راه گزيدن راه گزين راه گزينى راه گزينى خطى راه گزينى مدارى راه کردن راه کسى را بستن راه آب راه آبى راه آهن راه آهن چنگک دار مخصوص ... راه آهن برقى راه آهن زير زمينى راه آهن مرتفع و پيچ ... راه اصلى جويبار راه انداختن راه اندازى راه باريک راه باريک و گربه رو راه بند راه بند کردن راه بندان راه تسليم و رضا راه حل راه خروج واژه هاى شامل راه ـ (280) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12