@راه@8
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه راه راه خيلى باريک راه دادن راه دخول راه دريايى راه دست راه دسترس راه دهنده راه دور راه راه راه راه کردن راه راه دار راه راه هاى باريک روى پارچه راه راه يا رگه دار کردن راه رفتن راه رفتن اردک وار راه رفتن در خواب راه رو راه رونده راه رونده با بدنى راست و عمودى راه رونده در آب راه رونده روى کف پا راه زنى راه زير زمينى راه سرپوشيده راه سنگ فرش شده واژه هاى شامل راه ـ (280) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12