@رب@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رب رب پيازدار رب النوع رب النوع آتش و فلزکارى رب النوع باد رب النوع رقص و آوازهاى ... رب النوع رودخانه رب النوع شراب و باده رب النوع مزارع و گله کوسفند نوعى رب گوجه فرنگى فلفل دار