@رخ@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رخ پوشيدن و به رخ ديگران کشيدن ورزش ... ... آينده ممکن است رخ دهد بسيار رخ دهنده به رخ کشيدن به رخ ديگران کشيدن در ميان چيزهاى ديگر رخ دهنده رخ پذير رخ داد رخ دادن رخ دادن اتفاق افتادن رخ دهنده رخ دهنده دومرتبه در هفته رخ رو سوده رخ ناگهان رخ دادن