@رس@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رس پايان رس پيش رس چشم رس گل رس گوش رس آبجو دير رس آهک رس انگور زود رس با خاک رس پوشاندن تبديل به خاک رس تشکيل خاک رس توپ دريايى دور رس يا ساحلى تير رس خاک رس خاک رس چسبناک و خاکسترى ... خاک رس و شن که با ... خارج از تير رس بودن خود رس دور رس دور رس بودن دير رس رمز خطا رس زانو رس زود رس شبيه خاک رس واژه هاى شامل رس ـ (35) : 1 , 2