@رس@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رس فاصله صدا رس فرياد رس قشر ضخيمى از خاک رس مانند خاک رس مثل خاک رس يا خاک مثل خاک رس يا سفال ميوه يا گياه زود رس نوزاد زود رس نوعى خاک رس مخصوص لکه ... نيم رس واژه هاى شامل رس ـ (35) : 1 , 2