@رسمى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رسمى پادزهر رسمى پرستار ديپلمه داراى پروانه رسمى پروانه رسمى پيراهن لباس رسمى پيمان رسمى ميان دو فرقه مذهبى پيمان غير رسمى بين المللى چهره رسمى و بى نشاط گواهى رسمى کردن گواهى محضرى و رسمى کت دامن گرد مخصوص مواقع رسمى کت نيمه رسمى مردانه کرفس رسمى ... ابريشمى مخصوص مواقع رسمى آگهى نامه رسمى آئين رسمى ابلاغ رسمى ابلاغيه رسمى اجازه واگذارى رسمى اخذ راى غير رسمى و آزمايشى ... يا مقام رسمى مندرين يا ... اطلاعيه رسمى يا ادارى اظهار عقيده رسمى اعلام رسمى بيعت از طرف ... اعلاميه رسمى ب هاى رسمى سهم واژه هاى شامل رسمى ـ (90) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}