@رسوم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رسوم پيرو رسوم خاص پيرو سنت و رسوم ... آداب و رسوم مردم ايتاليا پيروى از رسوم پيروى از رسوم يا عقايد آداب و رسوم آداب و رسوم فرانسويها را داشتن آداب و رسوم يهودى را پذيرفتن آزاد از قيود و رسوم اعتقاد به رسوم باستانى به آداب و رسوم انگليسى درآمدن بى خبر از رسوم توافق با آئين و رسوم رسوم اجدادى رسوم و آداب جنوب رعايت آداب و رسوم عادات و رسوم قومى عادات و رسوم و اصطلاحات عبرى ... اصطلاح يا رسوم مشخص ايرلندى عدم رعايت آداب و رسوم ... آداب و رسوم کليسايى و ... متابعت از آداب و رسوم چينى مطابق آداب و رسوم چينى کردن مطابقت با آئين و رسوم قراردادى مطالعه ادبيات و رسوم چين واژه هاى شامل رسوم ـ (30) : 1 , 2