@رسيدن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رسيدن اب کسى رسيدن بازگشتن و به حال اول رسيدن بحد اکثر ارتفاع رسيدن بحد اعلى رسيدن ... زير نقطه انجماد رسيدن بزرگ به نظر رسيدن بنتيجه مطلوبى رسيدن به پايان رسيدن به کمال و زيبايى رسيدن به آخر رسيدن به انتها رسيدن به انجام رسيدن به اوج رسيدن به بالاترين درجه رسيدن به درجه اشرافى رسيدن به صفر رسيدن به قله رسيدن به قوه سه رسيدن به نتيجه رسيدن به نتيجه موفقيت آميزى رسيدن به نظر رسيدن به نقطه اوج رسيدن بوصال رسيدن جشنى که براى رسيدن پسر به اين ... خدمت رسيدن و خدمت کردن واژه هاى شامل رسيدن ـ (34) : 1 , 2