@رسيدن@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رسيدن اب کسى رسيدن بازگشتن و به حال اول رسيدن بحد اکثر ارتفاع رسيدن بحد اعلى رسيدن ... زير نقطه انجماد رسيدن بزرگ به نظر رسيدن بنتيجه مطلوبى رسيدن به پايان رسيدن به کمال و زيبايى رسيدن به آخر رسيدن به انتها رسيدن به انجام رسيدن به اوج رسيدن به بالاترين درجه رسيدن به درجه اشرافى رسيدن به صفر رسيدن به قله رسيدن به قوه سه رسيدن به نتيجه رسيدن به نتيجه موفقيت آميزى رسيدن به نظر رسيدن به نقطه اوج رسيدن بوصال رسيدن جشنى که براى رسيدن پسر به اين ... خدمت رسيدن و خدمت کردن واژه هاى شامل رسيدن ـ (34) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}