@رشته@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رشته صاحب سر رشته در خوراک لامپ رشته اى ماده پروتئينى رشته مانند و ... مجراى کاملاً دو رشته اى مجراى دو رشته اى مربوط به رشته هاى مختلف علمى نازک رشته نيم دو رشته اى يک رشته يک رشته پلکان يک رشته عمليات جنگى يک رشته ى اتاق واژه هاى شامل رشته ـ (87) : 1 , 2 , 3 , 4