@رشد@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رشد دوره رشد دوره رشد و پيشرفت انسان رشته رشد کننده قارچ رشد پيدا کردن رشد پيوسته رشد کافى نيافته رشد کامل کرده رشد کردن رشد کرده رشد کمتر از معمول رشد کننده رشد کننده بر روى برگ رشد کننده تحت تاثير آفتاب رشد کننده در حرارت هاى پايين رشد کننده در درجه حرارت کم رشد کننده در درون رشد کننده در نواحى سيليس دار رشد کننده در نور کم رشد کننده در نور زياد رشد کننده درهواى آزاد رشد کننده روى توده خزه رشد از درون رشد با هم رشد با يکديگر رشد بهارى واژه هاى شامل رشد ـ (90) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}