@رشد@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رشد رشد بيش از اندازه ... رشد توام با عدم تقسيم ياخته رشد ثانوى رشد دادن رشد درونى رشد زائد رشد زياد رشد سنج کودک رشد شناسى رشد غير عادى رشد غير متناسب اعضاى شعاعى رشد نکرده رشد ناموزون اندام بدن رشد نيافته رشد همبافته رشد و نمو گياه تحت ... رشد و نمو گياه هاگدار ... رشد و نمو گياهان در ... رشد و نمود کردن روش طرز رشد روينده و رشد کننده در ... سقط نوزاد نارس يا رشد نکرده شروع به رشد کردن عامل رشد عدم رشد واژه هاى شامل رشد ـ (90) : 1 , 2 , 3 , 4