@رشوه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رشوه ... نفوذ از راه رشوه يا تهديد و ... ... متصدى کشتى که رشوه بگيرد رشوه گير رشوه گيرى رشوه خوار رشوه خوارى رشوه دادن رشوه يا پول غير مشروع قابل رشوه بودن قاضى رشوه گير