@رعايت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رعايت رعايت کردن رعايت آداب و رسوم رعايت آيين و آداب رعايت ارزش رعايت اصول تدريج رعايت اقتصاد کردن رعايت تشريفات ادارى بحد افراط رعايت قانون عدم رعايت عدم رعايت آئين معاشرت عدم رعايت آداب و رسوم ... حفظ و رعايت مصالح عمومى ... مبنى بر رعايت آيين و مراسم دينى