@رفتار@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رفتار ... در لباس و رفتار از جنس مخالف ... آزمايش حسن رفتار و آزمايش ... احمقانه رفتار کردن با عصبانيت رفتار کردن بى ادبانه و با خشونت رفتار کردن بيان يا رفتار قاطع خشن در رفتار خشونت در رفتار خلاف ميل کسى رفتار کردن خو و رفتار اهريمنى خوش خلقى و رفتار دلپذير خوش رفتار داراى رفتار زمخت و بدون آداب داراى رفتار قالبى داراى رفتار مردانه داراى سبک يا رفتار بخصوص درست رفتار کردن درست رفتار نکردن دوستانه رفتار کردن رئيس وار رفتار کردن رفتار پدرانه رفتار گراى رفتار گرايى رفتار کردن رفتار از روى بى حالى واژه هاى شامل رفتار ـ (60) : 1 , 2 , 3