@رفتار@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رفتار رفتار از روى نزاکت ... رفتار بجا رفتار برطبق توافق رفتار خشن و تند رفتار زير جلکى و خائنانه رفتار سبک رفتار شناسى رفتار ظريفانه رفتار قالبى داشتن رفتار متظاهر داشتن رفتار منحرف روش و رفتار زشت رفتار سبک رفتار سوء رفتار شيرينى و ظرافت رفتار طرز رفتار غير منصفانه رفتار کردن فاقد رفتار شايسته ... متداول و مرسوم رفتار و آداب سخن ... بر مبناى رفتار و ادراکات ... مانند کودک رفتار کردن مانند رئيسه رفتار کردن مانند لرد رفتار کردن مثل گاو نر رفتار کردن واژه هاى شامل رفتار ـ (60) : 1 , 2 , 3