@رفتن@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رفتن با اتوبوس رفتن با احتياط جلو رفتن با انگشت پا زدن يا راه رفتن ... از وسط خيابان راه رفتن با تکبر راه رفتن با تاکسى رفتن با خستگى راه رفتن با دست و پا بالا رفتن با دنده خلاص رفتن با زور جلو رفتن با سختى جلو رفتن ... دولا دولا راه رفتن سر به زير با سرعت جلو رفتن با سورتمه رفتن با صدا راه رفتن با صداى تلپ تلپ زدن ياراه رفتن با قايق الوارى رفتن يا فرستادن با قدم آهسته رفتن با لوله تنفس زير آبى رفتن با ماشين رفتن با و پايين رفتن باعجله پيش رفتن باعجله رفتن باقدم تند رفتن بالا رفتن واژه هاى شامل رفتن ـ (218) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}