@رفتن@8

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رفتن سينه مال رفتن شلپ و شلپ راه رفتن شيرجه رفتن شيرجه رفتن هواپيما صداى يورتمه رفتن اسب طرز راه رفتن طفره رفتن طفره رفتن از عازم رفتن عقب رفتن عقب و جلو رفتن فرو رفتن فورى رفتن قابل بالا رفتن از قدم شمارى درهنگام رژه رفتن قراول رفتن قفا رفتن زبان لنگ لنگان راه رفتن لنگان لنگان راه رفتن مارپيچ رفتن ماه عسل رفتن ... افسران براى رفتن بخشکى مستقيما از سراشيب پايين رفتن معتاد به راه رفتن در خواب مناسب براى راه رفتن واژه هاى شامل رفتن ـ (218) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}