@رفته@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رفته روى هم رفته زهوار در رفته شسته و رفته ... يهود به کار مى رفته فرسوده و از بين رفته شدن فرو رفته مهار در رفته ... حساسيت به کار رفته و باعث خنثى ... موادى که داخل بدن رفته نيروى به کار رفته واژه هاى شامل رفته ـ (35) : 1 , 2