@رفتگى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رفتگى پوست رفتگى پيش رفتگى آب رفتگى احساس مورمور در اثر خواب رفتگى از جا در رفتگى بالا رفتگى تو رفتگى تو رفتگى در ديوار جلو آمدگى يا عقب رفتگى خون رفتگى در رفتگى مفصل استخوان در رفتگى يا ضرب عضو يا استخوان درجه فرو رفتگى درهم فرو رفتگى رنگ رفتگى زخم پوست رفتگى فرو رفتگى فرو رفتگى در پوسته زمين فرو رفتگى در زير آب فرو رفتگى سطح فرو رفتگى مصنوعى شن در ... فرو رفتگى ناف مانند قوس و فرو رفتگى ستون فقرات
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}