@رفتگى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رفتگى پوست رفتگى پيش رفتگى آب رفتگى احساس مورمور در اثر خواب رفتگى از جا در رفتگى بالا رفتگى تو رفتگى تو رفتگى در ديوار جلو آمدگى يا عقب رفتگى خون رفتگى در رفتگى مفصل استخوان در رفتگى يا ضرب عضو يا استخوان درجه فرو رفتگى درهم فرو رفتگى رنگ رفتگى زخم پوست رفتگى فرو رفتگى فرو رفتگى در پوسته زمين فرو رفتگى در زير آب فرو رفتگى سطح فرو رفتگى مصنوعى شن در ... فرو رفتگى ناف مانند قوس و فرو رفتگى ستون فقرات