@رمز@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رمز گشودن رمز کشف رمز کشف رمز کردن کشف رمز نمودن کلمه رمز ارزش رمز اسم رمز افسر مامور رمز و مخابرات ... با رمز درآميختن بردار رمز برداشتن رمز به رمز در آوردن به رمز درآوردن به رمز دودويى به رمز نوشتن به رمز وانمود کردن به صورت رمز در آوردن به صورت رمز درآوردن به طور نمونه يا رمز تبديل رمز خود رمز کن دهدهى به رمز دودويى رمز پنج دويى رمز پنج ذره اى رمز چرخه اى واژه هاى شامل رمز ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4