@رنگ@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رنگ ... پشم طبيعى رنگ نشده ساخته ... پخش رنگ با انگشت پر رنگ پرچم ملى سه رنگ فرانسه پرداخت رنگ و روغن پريده رنگ پودر آبى رنگ رختشويى پوشيده از گرده هاى زرد رنگ چند رنگ ... را با گل اخرى رنگ کرده چيزى که رنگ را حل مى کند ژتون آبى رنگ که ارزش زيادى دارد گل رنگ گلوبين يا پروتئين بى رنگ کارخانه رنگ سازى ... قهوه اى رنگ مخصوص بسته ... کانگوروى بزرگ خاکسترى رنگ کاهش رنگ دانه در پوست و غيره کت چند رنگ کتانى رنگ کرم رنگ کرم ريز سرخ رنگ کم رنگ کم رنگ شدن کم رنگ و پريده واژه هاى شامل رنگ ـ (406) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}